سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

191

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

او نگذشته بودند . به اين تقصير او را گرفتند و فردا به دارش خواهند زد . حاج شيخ و مجد الدوله با چند نفر از رجال ديگر قرار گذاشته بودند كه در شب مولود حاج شيخ با جماعتى طهران [ را ] شبانه برهم بزنند و ابتدا سپهدار و حاجى عليقلى خان را بكشند و بناى قتل و غارت را بگذارند و در شميران هم سيلاخورى و دوه‌چى و اردبيلىها هم به سفارتخانه‌ها بريزند و بكشند و بعد به شهر بيايند و همدست با حاجى شيخ بشوند و تا خود ظهر مشغول قتل و غارت باشند . فردا صبح كه مىشود محمد على شاه به شهر مىآيد و دست آدم‌كشى را باز كند و راه مداخله هم كه به دست روس‌ها افتاده ، اينها هم بدون زحمت وارد شهر بشوند . ديگر آسوده بوديم ! هرچه زنها را سيلاخورى . . . . بود روس‌ها . . . هرچه كشته نشده بودند به ضرب شكنجه جهان را وداع مىكردند . از آنجايى كه خداوند با ملت بوده كاغذى كه حاج شيخ نوشته بود از براى محمد على شاه و مأمور رساندن كاغذ هم يك نفر صاحب‌منصب قزاق بوده به سپهدار مىرساند . در آن مجلس دو نفر از صاحب‌منصب قزاق بوده كه [ 238 ] هردو رأى در اقدام اين امر نداشته ، يكى رأى خود را اظهار كرده بوده كه فورا به حكم حاج شيخ خفه‌اش مىكنند . آن ديگرى تكليف خود را فهميده داوطلبانه حامل كاغذ مىشود كه فورا به شاه برساند و اين اقدام را تماما نوشته بودند كه صحه بگذارد . مىآورد و به سپهدار مىدهد . بعد از تحسين و اخذ جايزهء صحيح عين مكاتبه [ را ] از براى سفرا مىفرستند و حاجى شيخ را هم مىگيرند و در عدليه در استنطاق حاضرش مىنمايند . اعتراف بر تقصيرات خود مىنمايد و به حجج اسلام نجف اشرف سوءقصد او را تلگراف مىكنند و در عدليه توقيف است تا مجازات معلوم شود . افشاء اين اقدام نشد مگر آنكه خواست خدا و نظر امام عليه السلام بوده ، و الا ايران به دست خارجه افتاده بود و علاوه عدهء كثيرى مقتول و اكثر خانه‌ها به يغما رفته بود و بىعصمتيها شده بود . امروز يك صندوق جواهر دولتى را از سفارتخانهء روس بيرون آورده و به